به گزارش سلامت نیوز به نقل از responsibility، یکی از سختترین تجربهها برای والدین، تماشای تنهایی فرزند نوجوانشان است؛ اینکه ببینند او هیچ دوستی ندارد و بیشتر وقت خود را در اتاقش و بهتنهایی میگذراند.
دلایل زیادی وجود دارد که چرا یک نوجوان ممکن است دوستان زیادی نداشته باشد. او ممکن است از نظر جسمی یا ذهنی با همسالانش متفاوت باشد، مهارتهای اجتماعی ضعیفی داشته باشد، یا شخصیتی داشته باشد که دیگران را از خود دور کند. ممکن است علایق متفاوتی داشته باشد (مثلاً علاقهای به ورزش نداشته باشد) یا بهتازگی به منطقهای جدید نقل مکان کرده باشید و هنوز موفق به یافتن گروه اجتماعی مناسبی نشده باشد.
همچنین، در اوایل دوران نوجوانی، اغلب بچهها بهطور طبیعی به دو گروه تقسیم میشوند: گروه محبوبها که معمولاً اجتماعیتر و برونگرا هستند و سایرین، که ممکن است احساس طردشدگی یا انزوا کنند. البته این وضعیت معمولاً موقتی است و تا اواسط دوران دبیرستان، بسیاری از نوجوانان با یافتن دوستانی با علایق مشترک، گروههای کوچکتری تشکیل میدهند که اغلب تا پایان مدرسه دوام میآورند.
اما اگر بهوضوح مشخص باشد که فرزند شما هیچ دوستی ندارد، چه باید کرد؟ اگر از ابتدا میدانستید که او از همسالانش متفاوت است، چه کار میتوان انجام داد؟
در قدم اول، باید سعی کنید فرصتهایی برای تعامل اجتماعی او فراهم کنید. باشگاههای مدرسه یکی از در دسترسترین گزینهها هستند. اگر نتیجه نگرفتید، نباید ناامید شوید و باید به تلاش ادامه دهید. اگر فرزندتان مهارتهای اجتماعی ضعیفی دارد، بهتر است منابعی را بیابید که به آموزش این مهارتها میپردازند. مدرسه میتواند منبع خوبی برای این هدف باشد. البته باید بدانید که معمولاً راهحل سریع یا آسانی وجود ندارد و ممکن است فرزندتان همچنان بیشتر وقت خود را تنها بگذراند.
با این حال، نقش شما بهعنوان والد، همچنان بسیار مهم و مؤثر است. نخست اینکه باید با درد و ناراحتی خود کنار بیایید. طبیعی است که برای او احساس ناراحتی داشته باشید، اما این احساسات را پیش او بروز ندهید. چراکه ممکن است باعث شود او خود را بیش از پیش مسئول احساسات شما بداند:
«من هیچ دوستی ندارم و این باعث ناراحتی مادرم میشود. حالا واقعاً احساس میکنم یک بازندهام.»
باید بدانید که تنهایی فرزندتان لزوماً یک تراژدی نیست. با او همدلی کنید. مثلاً بگویید: «میدانم که گاهی تنها بودن ناراحتکننده است.» اما در عین حال، به او کمک کنید تا زندگیای بسازد که بتواند به آن افتخار کند.
چه چیزی عزتنفس را افزایش میدهد؟ داشتن دوستان زیاد یک راه است. اما رسیدن به موفقیت در یک زمینهی خاص هم میتواند احساس ارزشمندی و امید به آینده ایجاد کند.
داشتن سرگرمیهایی که به آنها اهمیت میدهد نیز نقش مهمی دارد. حتی اگر او «رایانِ محبوب با کلی دوست» یا «رایانِ قهرمان هاکی» نباشد، میتواند بگوید:
«من رایانم، بزرگترین طرفدار تیم ... در دنیا.»
چگونه میتوانید در این مسیر به او کمک کنید؟ بر چیزهایی تمرکز کنید که میتوانند زندگی او را معنادارتر کنند. اطمینان حاصل کنید که در مدرسه تا حد توانش موفق است. او را تشویق کنید به فعالیتهایی بپردازد که با علایق و تواناییهایش سازگار است: یک ورزش، ساز موسیقی، هنر، یا حتی یک شغل پارهوقت. در این مسیر، شور و شوق او را جدی بگیرید و در حد امکان با او همراهی کنید.
البته ممکن است نوجوانتان تمایلی به اشتراک گذاشتن احساساتش با شما نداشته باشد اما شما باید با پافشاری و صبوری، حضوری ثابت و حمایتگر داشته باشید. حتی اگر شما انتخاب دوم او باشید، همچنان میتوانید یک همراه لذتبخش و قابل اعتماد باقی بمانید.
نمیخواهیم درد ناشی از تنهایی یک نوجوان را کماهمیت جلوه دهیم، اما باید تأکید کنیم که این موضوع لزوماً یک فاجعه نیست و نباید اجازه دهیم فرزندتان هم آن را اینگونه ببیند.
در نهایت، یکی از مهمترین کارهایی که میتوانید انجام دهید این است که شادی را در زندگی فعلیاش بازتاب دهید تا خودش هم بتواند آن را ببیند. شاید شما بخواهید مشکل بیدوستی او را حل کنید، اما مهمتر آن است که به او کمک کنید تا یک زندگی رضایتبخش برای خود بسازد.
چرا که تنهایی همیشه یک نقطه ضعف نیست؛ گاهی نشانهای از توانایی در لذت بردن از همراهی با خود است و این ویژگی را «خودکفایی» مینامیم.
آنتونی ای. وولف - روانشناس بالینی و نویسنده شش کتاب تربیتی
نظر شما